جايگزين داربست جايگزين داربست

کلایمر

كلايمرو كاربرد كلايمر در ساخت و ساز

در سال 1900 ، معمار كاس گيلبرت - كه بعداً كلايمر 55 طبقه Woolworth (1913) را طراحي كرد - مقاله اي را براي توجيه وجود كلايمرهاي بلند طراحي كرد. در آن زمان ، نيويوركي ها شاهد اولين رونق آسمان خراش هاي خود بودند. آنها كنجكاو و گيج و مطمئن بودند كه از اين ساختارهاي جديد چه بايد بكنند. از زمان طلوع تمدن ، كلايمر هايي براي كار و زندگي هرگز بيش از شش داستان نبود. سپس ، در طي چند سال كوتاه ، دفاتر 10 ، 15 و حتي 20 داستان با فركانس هشدار دهنده ظاهر مي شدند .

گيلبرت با لحني كم درك نوشت كه كلايمر بلند " صرفاً دستگاهي است كه باعث پرداخت زمين مي شود ." او به طور ضمني استدلال مي كرد كه نيروهاي اقتصادي عظيم اقتصادي كه مشاغل مشترك را به سمت منهتن پايين مي كشند ، ارزشهاي زمين را به سمت بالا سوق مي دهند. شركت هاي دارايي و بيمه اي ، شركت هاي حمل و نقل و ارتباطات ، واردكنندگان و صادركنندگان ، دفتر مركزي شركت ها ، ناشران ، موسسات حقوقي و غيره و غيره ، به سختي در انگشت پاي پاي منهتن قرار گرفتند تا بتوانند محصولات خود را بفروشند و در نزديكي بندر باشند.
خروج، اورژانس

قيمت بالاي زمين به اين معني بود كه اگر يك مالك زمين سرمايه معقول اجاره كلايمر خود را بازگرداند ، بايد راهي براي كسب درآمد بيشتر از اين قطعه پيدا كند. راه حل: ساخت بلندتر . با كف بيشتر اجاره بيشتر مي آيد. در تاريخ شهرهايي مانند نيويورك و شيكاگو ، آسمان خراش يك پديده طبيعي بوده است . ارزش هاي گرانقيمت جايگزين داربست توسعه دهندگان ، كلايمر و معماران را به ايجاد فن آوري هاي مقرون به صرفه براي ايجاد "جايگزين داربست" جديد در جايي كه بيشتر مورد نياز بود ، تحريك مي كند. بنابراين ، در دهه 1880 ، آسمان خراش - جايگزين داربست در آسمان - به دنيا آمد .
بازخورد مثبت

هنگامي كه جايگزين داربست بلند قد امكان پذير شد ، يك حلقه بازخورد مثبت ايجاد كرد: كلايمرهاي مرتفع رشد اقتصادي بيشتري ايجاد كردند ، زيرا آنها اجازه مي دادند تا بنگاه هاي بيشتري در همان مكان و در همان زمان قرار بگيرند كه اين امر باعث افزايش ارزش اراضي و ايجاد انگيزه براي سازندگان براي بهبود جايگزين داربست شد. كه به آنها اجازه مي داد حتي بلندتر شوند. اما آسمان خراش ها ، به خودي خود ، نمايشگرهاي عمومي را نشان مي دهند. مشاغل و توسعه دهندگان فهميدند كه مي توانند از ارتفاع استفاده كنند و اطلاعات ديگري از جمله تبليغات شركت ها يا نشانه موفقيت آنها را ارائه دهند.

در نتيجه ، بين سالهاي 1890 و 1931 ، بلندترين كلايمر جهان از 94 متر (350 فوت) به 381 متر (1250 فوت) رسيد ، به طور متوسط ​​نرخ رشد سالانه 6.3٪ بود. ركود بزرگ و جنگ جهاني دوم تقاضاي كلايمرهاي بلند را به مدت 15 سال متوقف كرد. سپس ، هنگامي كه جهان ظروف سرباز يا مسافر خود را تميز كرد ، كلايمرهاي بلند دوباره شروع به بلند شدن كردند با اين وجود ، تا قرن بيست و يكم آسمان خراش يك پديده جهاني نبود.
رشد در ارتفاع بلندترين كلايمرهاي جهان از سال 1885 تا به امروز. منبع: CTBUH .
جهاني سازي و بلندترين كلايمرهاي جهان

شهرنشيني سريع ، جهاني سازي و توسعه اقتصادي ثروت جديدي را براي كشورهاي با درآمد كم سابق به وجود آورده است. در نتيجه ، اين امر به شهرها و ملل در سراسر جهان اجازه مي داد كه نه تنها به عنوان پاسخي به شرايط اقتصادي ، بلكه به عنوان يك موتور براي رشد اقتصادي ، از ساخت و ساز در آسمان خراش ها استقبال كنند. بدين معني كه نوآوري در كلايمر همراه با افزايش درآمدهاي جهاني به معناي اين است كه مي توان از آسمان خراش ها به عنوان محرك هاي رشد شهري استفاده كرد و به عنوان بخشي از استراتژي هاي برنامه ريزي شهري براي ايجاد مكان هاي جديد و خوشه هاي صنعتي جديد استفاده كرد. اين به ويژه در آسيا مورد استفاده قرار مي گيرد ، جايي كه از آسمان خراش ها براي چرخش تمركز جهان به سمت شرق استفاده شده اند.
ظهور Supertalls

به احتمال زياد ، اولين باري كه هر دولتي در ساخت بلندترين كلايمر جهان نقش موثري داشت در دهه 1960 در نيويورك بود. منهتن پايين ، يك منطقه تجاري پير ، در اوقات سختي سقوط كرده بود. برج هاي دوقلو ، تا سال 1973 به پايان رسيد ، بخشي از يك تلاش آگاهانه توسط يك آژانس دولتي محلي شد - در اين مورد ، بندر نيويورك و نيويورك (PANYNJ) - براي ساخت و بهره برداري از بلندترين كلايمر هاي جهان ، و احياي آنچه بود. در اصل اولين منطقه آسمان خراش در جهان (به موازات حلقه شيكاگو) است.

به طور خلاصه ، فشارهاي رقابتي رشد اقتصادي به همراه وجود يك سازمان بزرگ صنعتي از كلايمر ، معماران ، تأمين كنندگان ، پيمانكاران عمومي و موسسات مالي ، به شهرهاي جديد اجازه داده اند تا وارد بازي قد شوند. اين شهرها از نوآوري هاي جديد فن آوري استفاده كرده اند و محرك آن بوده اند كه به كلايمر ها اجازه مي دهد قد بلندتر و كم هزينه باشند . اكنون به تكامل برخي از اين جايگزين داربست روي آورده ايم.
مشكل جاذبه

در قديم ، قبل از ظهور آسمان خراش ها ، بيشتر كلايمر هاي بزرگ داراي ديواره هاي سنگ تراشي سنگين بودند. يعني ديوارهايي كه كلايمر را نگه داشته اند. اما در طول قرن 19 ، با افزايش تقاضا براي سازه هاي بلندتر و بزرگتر ، اين ديوارها نياز به ضخيم تر بودن نسبت به پايه داشتند. اين دو مشكل را نشان مي دهد. اول اين كه ديوارهاي ضخيم تر دسترسي به نور داخلي را كاهش مي دهند. دوم اينكه ، در بعضي مقاطع ، به خصوص در تنگه هاي باريك ، ضخامت ديوارها در طبقه همكف قسمت اعظم فضاي قابل استفاده را از بين مي برد و به همين دليل استفاده اقتصادي از جايگزين داربست نبود. به عنوان مثال ، كلايمر 16 طبقه اي Monadnock در شيكاگو (1893) با اتمام بلندترين كلايمر تجاري باربري سنگ تراشي جهان به پايان رسيد. ديواره هاي پايين آن شش ضخامت دارد. ديوارهاي كلايمر جهاني جوزف پوليتزر (1890) در شهر نيويورك به ضخامت 11.5 فوت در زيرزمين و هفت فوت ضخامت در سطح خيابان بود .

در طول نيمه دوم قرن 19 ، معماران و كلايمر با استفاده از ستونهاي آهني و پرتوهاي براي كاهش ميزان سنگ تراشي ، آزمايش كردند تا اينكه در نهايت به فكر استفاده از آهن و بعداً از فولاد برآمدند تا كل ساختار را از بين ببرند. به طور كلي نياز به سنگ تراشي باربري داريد. كشف اسكلت فلزي به اين معني بود كه بالاخره سد گرانش شكسته شد. اين واقعاً انقلابي بود ، زيرا از زمان طلوع تمدن ، حدود 10،000 سال پيش ، تا دهه 1880 ، تمام بلندترين سازه هاي جهان با سنگ نگه داشته شده بودند.
دميدن در باد

به هر حال پس از حل مشكل گرانش ، مشكل جديدي بوجود آمد. براي كلايمري در حدود 10 طبقه يا بالاتر ، نيروهاي بادي (به اصطلاح بارهاي جانبي) شروع به افزايش چشمگير مي كنند (ناديده گرفتن مشكل زمين لرزه ها در حال حاضر. من در يك پست آينده به اين برمي گردم). هيچ كس نمي خواهد در كلايمر ديگري كار كند كه كار كند. و حتي بيشتر از اين ، هيچ كس نمي خواهد يك كلايمر كه ممكن است روزي با طوفان سرنگون شود .

براي حدود 80 سال ، در واقع راه حل مشكل باد استفاده از فولاد بيشتر بود - تيرها و ستونهاي ضخيم تر و / يا بيشتر ، و يا عناصر مهاربند مورب. مشكل اين است كه با بلندتر شدن كلايمر ، مقدار فولاد مورد نياز به طور نامتناسب افزايش مي يابد. علاوه بر اين ، ستونهاي فلزي اضافي مورد نياز براي استحكام بدان معني است كه فضاي داخلي شلوغي براي سرنشيناني كه طي قرن 20 ميلادي خواستار برنامه هاي طبقه بزرگتر و بازتري بودند ، شلوغ تر مي شود.

در سال 1969 ، مهندس مشهور سازه ، فضلور خان از Skidmore ، Owings & Merrill (SOM) ، با توجه به بلندتر شدن كلايمر ، فولاد نظري "حق بيمه" را تخمين زد. وي اظهار داشت اگر نيرو هاي گرانشي تنها نگراني باشند ، با بلندتر شدن كلايمرها ، ميزان نياز به فلز با سرعت نسبتاً كند و خطي افزايش مي يابد. اما اگر مشكل باد معلوم شود ، مقدار فولاد مورد نياز با سرعت فزاينده اي افزايش مي يابد.
"حق بيمه ارتفاع" اين نمودار توسط مهندس فضلور خان تهيه شده است. اين نشان مي دهد كه چگونه مقدار فولاد لازم براي سفت كردن كلايمر در برابر نيروهاي بادي به طور چشمگيري با ارتفاع كلايمر افزايش يافت. اين ايده به جستجوي راه حل هاي جديد مهندسي آسمان خراش ها در دهه 1960 كمك كرد. براي منبع ، به علي و مون (2007) مراجعه كنيد .
اميدي تازه

در دهه 1960 ، همه چيز تغيير كرد. فضلور خان يكي از چندين مهندس بود كه به ايجاد انقلاب يا تغيير پارادايم براي مهندسي كلايمرهاي بلند كمك كرد. استدلال اصلي وي اين بود كه از آنجا كه اسكلت فلزي بند در ارتفاعات بيشتر ناكارآمد است ، براي متوقف كردن باد به روش هاي ساختاري جديدي نياز بود. و به زودي آنها شروع به ظهور كردند. همانطور كه مهندس برجسته SOM ، ويليام بيكر مي نويسد ،

    اين ابر سيستم هاي جديد با ظهور رايانه ها و پيشگامان مهندسي مانند فضلور خان ، هال ايينگار ، ويليام لمسوراير ، لسلي رابرتسون و ديگران امكان پذير شد. اگرچه مباني مفهومي اين سيستمها ساده بود ، اما روشهاي محاسباتي قبلي براي استفاده در طراحي مناسب نبودند. سرانجام با استفاده از رايانه اصلي مي توان زنده بودن اين سيستم ها را نشان داد. علاوه بر اعتبارسنجي سيستمها ، مطالعات پارامتري مهمي براي ايجاد محدوده ارتفاع قابل اجرا براي سيستمهاي مختلف انجام شد.

اين سيستم هاي جديد امكان ساخت كلايمر هايي را كه نه تنها بلندتر بودند ، بلكه سخت تر نيز داشتند و از فولاد كمتري در هر فوت مربع مساحت كلايمر استفاده مي كردند. كلايمر امپاير استريت در هر پا 42.2 پوند وزن داشت ، در حالي كه برج بسيار بلند سيرس (ويليس) (1974) تنها 33.0 پوند در هر فوت مربع بود.
ساخت و ساز كامپوزيت

علاوه بر نوآوري هاي طراحي ، يك كشف حياتي ديگر با مواد بود. ديگر بلندترين كلايمرهاي جهان با استفاده از فولاد ساخته نمي شوند. امروزه اكثريت قريب به اتفاق آنها از طرحي كامپوزيت از فولاد و بتن استفاده مي كنند تا ساختاري كارآمدتر داشته باشند. ويليام بيكر مي نويسد ،

    فولاد براي طراحي طبقه هاي اداري با فاصله طولاني بسيار عالي است. سبك وزن است ، به راحتي توسط مستاجران قابل اصلاح است و مي توان به سرعت احداث كرد. از طرف ديگر بتن در حمل وزن برج بسيار مقرون به صرفه است و جرم آن در كاهش حركات كلايمر مفيد است. سيستم هاي جديد قالب و همچنين قابليت پمپاژ بتن در ارتفاعات بسيار زياد باعث افزايش سرعت ساخت بتن شده است. علاوه بر اين ، ميرايي ذاتي يك سيستم جانبي بتوني به طور كلي بالاتر از يك سيستم فولادي است.

    در نتيجه ادغام فولاد و بتن به داخل كلايمرهاي كامپوزيت منجر به تركيبات بي ظاهر و بي پايان دو سيستم شده است. شايد رايج ترين سيستم هاي كامپوزيتي از هسته هاي بتوني مسلح و قاب كف فلزي استفاده كنند.


مهندسان سيستم هاي ساختاري متفاوتي ايجاد كرده اند تا ضمن خنثي كردن باد ، باد بلندتر شوند (و فن آوري هاي ديگري كه در پست آينده مورد بحث قرار مي گيرند). در حقيقت مي توان گفت كه امروز امكانات فراواني وجود دارد. سازندگان ، به نوعي ، بسته به شرايط محلي ، سبك هاي معماري و سرنشينان در نظر گرفته شده مي توانند رويكرد يك از ستون-A-و-از-ستون-B را در نظر بگيرند. در اينجا ، من به طور خلاصه چند مورد (اما مطمئناً همه آنها) از نوآوري هاي حياتي در سيستم هاي ساختاري را برجسته نمي كنم تا طعم چگونگي تكامل جايگزين داربست را ارائه دهم.
لوله

اولين نوآوري در انقلاب فن آوري نوين ، طراحي لوله‌اي بود كه توسط فضلور خان در سال 1961 توسعه يافت و اولين بار در كلايمر آپارتمان 43 طبقه DeWitt-Chestnut (1963) در شيكاگو استفاده شد. با طراحي لوله ، نما ساختار است - يك لوله عمودي - كه در آن ستونهاي محيطي نسبتاً نزديك به يكديگر قرار گرفته و توسط تيرها در كنار هم قرار گرفته اند. بنابراين ، نما وظيفه سه گانه را انجام مي دهد: اين سازه را نگه مي دارد ، آن را در برابر باد بند مي كند ، و بخشي از سبك معماري است. برج هاي دوقلوي نشان دهنده تسلط اوليه اين فرم است .

در ابتدا ، يك طغيانگر مجموعه اي از پرتوهاي افقي روي يك قايق بادباني بود كه از طرف كشتي بيرون مي آمد تا به پشتيباني اضافه كند. اين ايده براي آسمان خراش ها براي اولين بار توسط معمار لوئيجي مورتي و همكار ، مهندس او پير لوئيجي لروي براي كلايمر هاي بلند ويكي 47 طبقه (طبقه برج ويكتوريا (اكنون برج بورس اوراق بهادار)) در سال 1964 در مونترال در سال 1964 مورد استفاده قرار گرفت. اخيراً ، به يكي از محبوب ترين طرح ها براي سازه هاي ابرخودرو تبديل شده است. در اين حالت ، به طور مساوي در طول كلايمر دو يا سه برآمدگي وجود دارد كه "ديوارهاي" طبقه بالا از هر دو باند يا استوانه هاي فلزي هستند كه از هسته مركزي تا محيط حركت مي كنند. بسياري از بناهاي بيرون زده نيز داراي ستون هاي مگا (ستون هاي بسيار ضخيم) براي محكم كردن بيشتر سازه هستند. برج شانگهاي 128 طبقه (2015) از اين طرح استفاده مي كند ، همانطور كه از 101 طبقه تايپه 101 (2004) استفاده مي شود .

مهندس SOM ويليام بيكر ايده هسته سركوب شده براي ابرخودروها را آغاز كرد. در ابتدا از آن براي كلايمر كاخ 73 طبقه برج سه (2004) در سئول استفاده مي شد ، اگرچه به نظر مي رسد اين ايده براي اولين بار در برج CN در تورنتو (1976) اجرا شده است. موفقيت در طراحي نشان مي دهد كه مي تواند براي ساختاري حتي بلندتر مورد استفاده قرار گيرد ، و در نهايت به عنوان سيستم ساختاري براي 163 طبقه برج خليفه (2010) انتخاب شد. نكته اصلي اين است كه هسته اصلي كلايمر مانند حرف "Y" شكل گرفته است. آسمان خراش داراي يك هسته مركزي معمولي است ، اما همچنين داراي سه هسته اضافي به آن متصل است ، كه در آن هر بال دو "ديگر" را تحت فشار قرار مي دهد. هسته مركزي و بالها در كنار هم ، كلايمر را به ويژه در برابر نيروهاي مختلف باد مقاوم مي كنند. اين نوع ساختاري همچنين براي اولين بار از آسمان خراش 1 كيلومتري جهان ، برج جده در عربستان سعودي استفاده مي شود كه در حال ساخت است و احتمالاً در سال 2020 به پايان مي رسد.


بنابراين ، براي اولين برج بلند مايل چه نوع ساختاري را مي توان انتظار داشت؟ البته هيچ راهي براي پاسخ به اين سؤال وجود ندارد. طراحي نهايي به عوامل بسياري بستگي دارد ، از جمله سبك معماري ، استفاده از كلايمر ، هزينه مصالح ، مقررات مربوط به كلايمر سازي محلي و شرايط محيطي و زمين شناسي. اما منطقي است كه بگوييم يك كلايمر  بلند مايل به تركيبي از عناصر ساختاري است كه در بالا توضيح داده شده است.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/10/12 ساعت: ۱۴ توسط:siteklaymer :

كلايمر شركت اسپايدر جايگزين داربست

شركت اسپايدر طراح و توليد كننده دستگاه كلايمر جهت دسترسي آسان به نماي ساختمانها و انواع بالابرها و آسانسور و همچنين كار با طناب و قطعات و وسائل هاي مورد نياز براي دسترسي سريع و آسان را به ارتفاع براي مشتريان فراهم ميكند از جمله مواردي كه شركت اسپايدر در آن زمينه فعاليت عمده دارد ميتوان به عمليات و پروژه هاي صنعتي، جوشكاري و دسترسي سريع و آسان توام با امنيت اشاره كرد. شركت اسپايدر با طراحي و خط توليد سيستم كلايمر اين امكان را براي مشتريان فراهم آورده است كه هر شركت، پيمانكار و شخصي نياز به داربست داشته باشد بتواند از جايگزين داربست و كلايمر از آن استفاده نمايد. استفاده از كلايمر در ارتفاع امنيت را تامين و براي پيمانكاران قابل اعتماد مي باشد

كلايمر

پيشنهاد كلايمر
آشنايي با انواع كلايمر و جايگزين داربست

شركت اسپايدر در سال 1947 ميلادي اولين سيستم كلايمر خود را براي مشتريان ارائه داد. با گذشت زمان شركت كلايمر اسپايدر تجهيزات و توليدات خود را به روز كرد و سهم قابل توجهي از بازار را به خود اختصاص داد. در سال 2008 گواهي Seattle دستورالعمل هاي استاندارد در توليد كلايمر و جايگزين داربست را دقيق رعايت كرده و شما ميتوانيد محصولات شركت را دنبال كنيد

شركت اسپايدر كلايمر ها را بر اساس و طبق گواهي ISO 9001 طراحي و توليد مي كند. از مهمترين ويژگي هايي كه باعث ميشود مشتري از كلايمر استفاده كند ميتوان به امنيت صرفه جويي در هزينه و زمان را ذكر كرد با استفاده از كلايمر و يا اجاره كلايمر هزينه قابل توجهي را در پروژه صرفه جويي ميكنيد و امنيت را براي كارگران فراهم ميكنيد.

براي دريافت كسب اطلاعات بيشتر و يا مشاوره در زمينه خريد كلايمر و يا اجاره كلايمر ميتوانيد با كارشناس فروش با شماره 09125789785 تماس بگيريد

ترجمه آزاد و غير رسمي

تهيه و ترجمه : ندا كامدار


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/4/14 ساعت: ۱۸ توسط:siteklaymer :